گفتی تب کردنت را دوست دارم، گفتم تب دارم، تو را ندارم ...

ما همه از یک قبیلۀ بی چتریم
فقط لهجه هایمان ما را به غربت جاده ها برده است ...
من به آب مربوطم
به تو، گریه، هراس
به گنجشک های گم شده
به تو که دیر به خانه می رسی، یا نمی رسی
من به من، به تو، به تن،
مربوطم
این جا
تنها جایی ست
که به هیچ کس
مربوط نیست ...
ا مـکـانـات
صفحه ی اول
پست الکترونیک
نـویـسـنـده
نوشته های خاک خورده
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندهای روزانه
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
* طراح قالب*