گفتی تب کردنت را دوست دارم، گفتم تب دارم، تو را ندارم ...

ما همه از یک قبیلۀ بی چتریم
فقط لهجه هایمان ما را به غربت جاده ها برده است ...
من به آب مربوطم
به تو، گریه، هراس
به گنجشک های گم شده
به تو که دیر به خانه می رسی، یا نمی رسی
من به من، به تو، به تن،
مربوطم
این جا
تنها جایی ست
که به هیچ کس
مربوط نیست ...
ا مـکـانـات
صفحه ی اول
پست الکترونیک
نـویـسـنـده
نوشته های خاک خورده
پیوندهای روزانه
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
* طراح قالب*